مقدمه اي بر نظريه آشوب در مديريت کيفيت
دکتر بهروز رياحي
مهندس نرجس سلطان محمدي
چكيده
درطي سالهاي اخير که کيفيت به يکي از مهمترين فاکتورهاي توليد محصول تبديل شده است ، سازمانها براي بقاي خود ملزم به استفاده ازابزارهاي ارتقاي کيفيت هستند. يکي از اين ابزارها تئوري نظم غايي است.
اين نظريه به قولي پس از نظريات کوانتوم و نسبيت سومين انقلاب علمي اين عصر به شمار مي رود. انگاره اصلي و کليدي تئوري آشوب اين است که در هر بي نظمي ، نظمي نهفته است. به اين معنا که نبايد نظم را تنها در يک مقياس جستجو کرد. پديده اي که در مقياس محلي، کاملا تصادفي و غيرقابل پيش بيني به نظر مي رسد، چه بسا در مقياس بزرگتر، کاملا پايا و قابل پيش بيني باشد.
معمولا درمحاورات روزمره، آشوب وآشفتگي نشانه بي نظمي وسازمان نيافتگي تلقي مي شود وآثارمنفي آن درذهن جلوه مينمايد. اما در واقع با پيدايش نگرش جديد وروشن شدن ابعاد علمي ونظري آن امروزه ديگر بي نظمي وآشوب به مفهوم سازمان نيافتگي ، ناكارايي ودرهم ريختگي تلقي نميشود، بلكه بي نظمي وجود جنبه هاي غيرقابل پيش بيني واتفاقي درپديده هاي پوياست . در اين مقاله سعي شده است با استفاده از نقش خلاقانه بي نظمي وآشوب به حل مسائل پيچيده درمحيطهاي پرآشوب پرداخته شود تا با استفاده از خواص اين فرضيه به بهبود در کيفيت توليدات برسيم.
تئوري آشوب و مديريت
مديريت سنتي علمي با اصول:
- نقش مديران راهبردي؛
- توجه به فرهنگ سازماني مشترک؛
- تمرکز و توجه به وضعيت سود و زيان، بازگشت سرمايه و ريسک (مديريت ترازهاي مالي)؛
- مشخص نمودن محدوده کار و فعاليت اصلي سازمان و برنامه ريزي جهت ايجاد ثبات سازماني.
ديگر پاسخگوي شرايط بازار نيست. براي مسير جديد ديگر نقشه قديمي فايده ندارد. هيچکس از مقصد يک سازمان نوآور در آينده آگاهي ندارد.البته مسير قابل پيشبيني است، ولي آگاهي از مقصد بايد در حين عمل به دست آيد.
مديران سازمان همچنانکه به پيش ميروند بايد بيافرينند،خلق کنند ومقصد راکشف کنند. ديگر مسئول وفرمانده واحدهم وجودندارد. بايد شرايطي فراهم شود که از يک طرف رفتار صحيح سازماني در آن به صورت خودکار فعال شود ونظارت برساختارهاي سلسله مراتبي ،تخصيص بودجه ، تمرکز قدرت در رده بالاي سازماني و از طرف ديگر آزادي افراد براي ابراز نظريات موجب تناقض وتضاد در سطوح سازمان نشود.
چارچوب جديد مديريت الگو گرفته شده از تئوري آشوب که همه سطوح زيرين خود را نيز دربرمي گيرد، درسازمانهاي پوياي امروزي به جاي درنظر داشتن الگوي خاصي ازعمليات (راهبرد)، تعامل موثري رادرنظرمي گيردکه امکان پديد آوردن يک الگوي جديد رافراهم مي آورد. به همين دليل براي توانايي درانجام طرحها يا کنترل آينده به مديران اصرار مي شودکه درهمه سطوح سازماني خود، شرايطي مناسب راگسترش دهند تابراي واکنش نسبت به وقايع وحوادث غيرمنتظره وپيش بيني نشده آمادگي کامل داشته باشند.
شرايط آشفته وخلاق، نمايانگرخلق غيرارادي نظم ازدرون آشفتگي است. دروهله اول به نظرمي رسد آشفتگي حادثه سازاست، به همين دليل خيلي ها حالت پايداررادوست دارند. اما اين خاصيت سيستم هاي آشوبي است که در اين شرايط سيستم را به يک نظم خود سازمان داده شده ميل مي دهند. پس فعاليتهاي آشوبناک را دريابيد و با بهره گيري از آنها سازمان خود را در يک روند صعودي بهبود دهيد.
ضربان قلب، حرکت پاندولي ساعت، نوسانات اقتصادي و ميزان خطاي رخ داده در يک سيستم همه به نوعي يک رفتار غير خطي پويا به حساب مي آيند. فرايند آشوب نيز در سيستم هاي غير خطي پويا، مورد بررسي قرار مي گيرد.
سيستم داراي فرايند آشوبناک نوساناتي را ايجاد مي کند که دوره آن اساسا بي نهايت است. به عبارت ديگر چرخه هاي يک سيستم آشوبناک هرگز تکرار نمي شوند. چرخههاي غير تکراري در يک سيستم آشوبي به اين علت به وجود ميآيند که مرزهاي غير خطياش باعث مي شوند، حرکت آن به سمت جلو و عقب کشيده شود. به طوري که بر روي مسيرهاي قبلي اش منطبق نباشد.اين حرکتها و جلو و عقب رفتن ها در واقع باعث مي شود تا يک سيستم آشوبي، به شرايط اوليه اش بسيار حساس باشد.اگر يک يا تعدادي از شرايط اوليه تغيير بسيارکمي کند، مسير زماني جديد سيستم از مسير قبلي اش جدا خواهد شد.بنابراين در تعريف آشوب مي توان گفت:
آشوب يک فرايند خطي غير معين است که تصادفي نيست، ولي تصادفي به نظر ميرسد. دليل اصلي نوسانات خروجي، مکانيزم هاي دروني متعلق به سيستم غيرخطي مولد دادههاست و نه وقوع شوکهاي خارجي.
پس در ابتدا بايد غير خطي بودن سيستم به کمک آزمونهاي مورد نياز (سري هاي زماني مثل سري آزمونهاي نمايي لياپانوف، آزمون شبکه هاي عصبي وايت و يا آزمون مستقيم همبستگي) کشف شود تا مشخص شود که فرايند مولد داده ها يک فرايند غير خطي و معين است يا خير.
بنابراين بايد از مدل هاي غير خطي در اين زمينه ياري جست. نظريه آشوب که از توسعه نظريه عمومي سيستم ها حاصل ميشود، بيان مي کند که يک سيستم پيچيده، سيستمي است که شامل تعداد زيادي از عاملان و واسطه ها باشد که از طرق مختلف بر يکديگر اثرگذار باشند. اگر اين عاملان ، اعمالشان را در اثر حوادث در فرايند تاثير گذاري تغيير دهند، چنين سيستمي آشوبي ناميده مي شود.
با بررسي مقالات و کتب مربوط به نظريه آشوب براحتي مي توان دريافت که تمامي محققان در اين زمينه همقول هستند که برنامهريزي بلند مدت و استراتژيک در محيط بي نظم و آشوبناک کاري بيهوده و عبث است. اگر کسي اين قضيه را بپذيرد که محرک موفقيت بي نظمي است پس تمامي شکلهاي برنامه ريزي بلند مدت کاملا غير موثر است.
تئوري آشوب در کنترل کيفيت
مدل هاي آشوبناک از جمله مدل هاي غير خطي معيني هستند که قادرند با فرضهاي خاصي رفتارهاي بسيار پيچيده اي به وجود آورند. بر اين اساس مي توان از اين تئوري براي بهبود کنترل کيفيت در خطوط توليد استفاده کرد.
سوال اساسي اين است که آيا مدلي به طور دقيق و کامل که تبيين کننده رفتار خطا در خط توليد باشد وجود دارد؟ يا اينکه رفتار اقلام معيوب توليد شده در يک خط توليد تصادفي است؟ حال اگر وقوع خطا تصادفي باشد، مدلي که بتواند پاسخ دقيقتري را نسبت به مدل هاي مرسوم پيش رو بگذارد، مورد استفاده قرار مي گيرد.
با استفاده از اين نظريه مي توان گفت با تغييرات جزئي در بالا بردن سطوح کيفيت محصول مي توان به تغييرات مطلوب و بسيار موثري در محصول نهايي رسيد. ميتوان بي نظميها و خرابيها راتک تک مشاهده کرد وبا بررسي کلي آنها به يک نظم درعلت اين خرابيها رسيد تا نقص مورد نظر رفع شود. شايد در ابتدا، اين مشکلات بي نظم و آشوبناک به نظر آيند، اما در درازمدت و با تکرار، الگوي منظمي از خود نشان خواهند داد.
تئوري آشوب درصدد جستجوي نظم در رفتار به ظاهر تصادفي پديده ها ست. نظريه آشوب اين فرض را مطرح ميکند که رخداد يک عيب در خط توليد از يک رابطه رياضي غير خطي تبعيت مي كند و در نتيجه در صورت آگاهي دقيقتر از شرايط اوليه اش، قابل پيش بيني است. اگر اين فرض اثبات شود ، مي توان اين تئوري را در مدلهاي ديناميکي غير خطي پيچيده براي کنترل کيفيت به کار گرفت.
با بکار گيري تئوري آشوب در کنترل کيفيت مي توان به اين سوال پاسخ داد که آيا دليل اصلي وجود قطعات يا کالاي معيوب در خط توليد ، مکانيزم هاي دروني خود سيستم است و يا وقوع شوک هاي خارجي و کاملا تصادفي؟ ممکن است جمع آوري غلط داده ها و يا خطاهاي احتمالي در هنگام محاسبات، موجب کاهش کيفيت و کارايي خط توليد شده باشد. زيرا بر اساس اثر پروانهاي ( BUTTERFLY EFFECT) تئوري آشوب، حتي يک داده غلط هم ممکن است منجر به يک اشتباه بزرگ شود .
بر اساس مفروضات اين تئوري مي توان چنين نتيجه گرفت که روشهاي نمونه گيري به طورکلي رد مي شوند و درمقابل، تصادفي بودن نمونه گيري، صحت داده ها را اثبات مي کند.همچنين بايد الگوها را بشناسيم.ابتدا بايد ببينيم کوچکترين جزء سيستم که رفتارش در بخشهاي بالايي به طور مشابه تکرار مي شود، چيست. براي بررسي خطاها بايد به سراغ کوچکترين واحد جزء پذيري که مي توان روي آن بحث کرد، رفت. زيرا اگر سيستم کنترل کيفيت ما جوابگوي خط توليد نباشد و نتواند ميزان سطح قطعات معيوب آن را کاهش دهد، بايد در ريزترين قطعه يک محصول و يا کوچکترين واحد کاري که در خط توليد، براي به دست آوردن يک محصول کار انجام مي شود(چه توليدي و چه مونتاژ) بررسي موشکافانه صورت پذيرد تا بتوان علت نقص را در محصول پيدا کرد. دراين صورت عملکرد ناصحيح کوچکترين جزء است که اين عيب را تا بالاترين سطح کار که توليد محصول نهايي است، پيش ميبرد و بي نظمي و آشوب پيش بيني نشدهاي را در سيستم به وجود مي آورد.
نتيجه گيري
پيدا کردن فرايند آشوبي در ادبيات کنترل کيفيت و روشهاي محاسباتي، دشوارترين قسمت کار است و در مورد آن نميتوان ادعا کرد روشهاي مورد نظر بخوبي قادر به تشخيص يک فرايند خطي يا اختلالات تصادفي از يک فرايند غير خطي معين(آشوب) باشند. اما با وجود اين کاستيها مي توان به طور کلي نتيجه گرفت که با توجه به احتمال وجود فرايند آشوبي استفاده از معادلات خطي و پيش بيني آنها در برخي از موارد نتايج گمراه کننده اي به همراه داشته است.از لحاظ تصميمات اتخاذ شده در مورد سياستهاي کنترل کيفيتي نيز ميتوان گفت که بايد دقت عمل بيشتري شود تا در صورت وجود فرايند هاي آشوبي، تصميماتمان منجر به ايجاد بي نظمي در روند متغيرها نشود و شرايط پيچيده حاکم بر آنها را به مراتب پيچيده تر و در نتيجه غير قابل کنترل نکند.
سعي اين مقاله برآن است كه مهندسان صنايع را با اين واقعيت رودررو سازد كه آينده بلندمدت هر مجموعه توليدي غيرقابل شناخت و تشخيص است وآنها بايد بدانند كه نوآوري مستمر و مداوم و نه ثبات و پايداري ، تنها رمز موفقيت دردنياي امروز است.
منابع
-1 رستگاري، عباس علي، «عملکرد سيستمهاي مديريت کيفيت در نظريه آشوب»، مجله مديريت، شماره 102،1378
-2 مشيري، سعيد،«آشوب تا بي نهايت»،مجله فرهنگ و پژوهش،شماره 156، 1380
3.Schefer,Jean Louis-Sans,Jerome,Sara Sze, Thames & Hudson, 1999
4. Marty Cartock, Sculpture.Nov. 2003, vol.22 No. 2
5. Chaos Theory and sciences of Complexity Charles M. Reigeluth-Indiana University-2002
6 .Choas and Complexity Theories: A Conversion- Louisiana State University 2004
7. Chaos In The Work Place-Alysoun Boyle Institute of Abitrators And Mediactors.Act-1999
8.TQM , Choas And Complexity- K Dooley Thimothy L.johnson-DEP.of Mechanical Engineering University of Minnesota-1995
9.www.imiran.com/tadbir
سلام دوستان عزیز