نظرية ماركسيستي رسانه‌ها

مقدّمه

در بريتانيا و اروپا از سال‏هاي پاياني دهة 60 تا حدوداً‏ اوايل دهة 80 رهيافت‏هاي نئوماركيستي در ميان نظريه‏پردازان رسانه‏ها متداول بود. در حال حاضر نظريات ماركسيستي با وجودي كه از نفوذ كمتري برخوردارند، اما هنوز هم رايجند. بنابراين آگاهي از مفاهيم كليدي ماركسيستي به منظور تجزيه و تحليل رسانه‏هاي جمعي مهم است، هرچند كه هيچ مكتب فكري ماركيستي به صورت مشخص در حوزه رسانه‌ها وجود ندارد و اغلب به نظر مي‏رسد اين اصطلاح (نظريه ماركسيستي رسانه) براي افراد ناآشنا غير قابل فهم است. اين يادداشت‏ها قصد دارد تا راهنمايي براي بعضي مفاهيم كيدي فراهم نمايد.

ادامه نوشته

بررسي نظريه اروينگ گافمن درباره نمايش جنسيت در تبليغات

افراد چگونه هويت جنسيتي خود را براي ديگران آشكار مي كنند و اين هويت چگونه در تبليغات به كار گرفته مي شود؟ گافمن در قالب رويكرد «تحليل چارچوب» به اين مسئله نظر مي افكند كه چگونه چارچوب ها كه كنش متقابل را سامان مي دهند، معناي جنسيت را توليد مي كنند.

ادامه نوشته

مدیریت استراتژیک در روابط عمومی

مقدمه

نقش و جایگاه مدیریت در روابط عمومی به مثابه اعمال مدیریت در مدیریت است . بدین معنا که از یک موضوع برنامه ریزی مدیریت در روابط عمومی مد نظر قرار  می گیرد و از طرف دیگر، خود روابط عمومی و فعالیت آن به عنوان یک وظیفه مدیریتی مطرح می باشد .

بنابر این موضوع مدیریت و مدیریت رسانه ای در جایگاه روابط عمومی ، از جمله مقوله های مهمی است که جای بحث ، تامل و تعمق  فراوان دارد . نقش و اهمیت مدیریت و برنامه ریزی در کار روابط عمومی تا مرحله ای پیش رفته که حتی در بیشتر تعاریفی که از روابط عمومی شده ، پای علم مدیریت در این حرفه به میان آمده است .

" برتراند کانفیلد "  ، از مولفان معروف روابط عمومی در آمریکا ، در کتاب خود تحت عنوان " روابط عمومی ، اصول ، موارد و مشکلات آن "  در تعریف روابط عمومی می نویسد : "  روابط عمومی ، فلسفه ای اجتماعی – مدیریتی است که مدیران مسئولیت شناس ، این فلسفه را با کمال صراحت در مقررات و خط مشی خود بیان می کنند و کلیه اقدامات خود را با فلسفه اجتماعی منطبق می سازند . آنگاه کلیه اقدامات و اعمال موسسه را که ناشی از فلسفه اجتماعی مدیریت بوده  به اطلاع مرتبطین خود می رسانند  تا حسن نیت و تفاهم مردم را جلب کنند . "

ادامه نوشته

رويكردهاي نوين استراتژي

مهندس وفا غفاريان دكتر عليرضا علي احمدي
شرط اساسي تحقق مزيت رقابتي و كسب جايگاه برتر درك صحيح استراتژي و انتخاب رويكرد متناسب با شرايط است.

شرايط كسب و كار امروز هيچ يك از ويژگيهاي گذشته را ندارد.

تحولات دوران گذشته عمدتاً در چارچوب پارادايم ها انجام مي گرفت ولي .....
ادامه نوشته

كاربرد نظريه بي نظمي در سازمانها

علي مهري
نظريه آشوب زاييده تغييرات ايجاد شده در دانش بشر و تغيير ماهيت محيط كار است.

در شرايط در حال تغيير امروز، سيستم هاي بي نظم در ارتباط با محيط خود همچون موجود ات زنده عمل مي كنند و براي رسيدن به موفقيت همواره بايد خلاق و نوآور باشند.

مديران بايد با نگرش نو، مدل هاي ذهني خود را متناسب با ويژگيهاي سيستم هاي آشوب گونه تغيير دهند كه در آن صورت خواهند توانست دنياي فراروي سازمانها را با گذشته آن متفاوت سازند.

سازمانهايي كه تمايل دارند به سازمانهاي آشوب گونه تبديل شوند بايد به هوشمندي جمعي كاركنانشان تكيه كنند.

تغيير فراگير و پويا به موازات رشد دانش و اطلاعات در سازمان نيازمند خلاقيت و نوآوري مستمر است.

در شرايط ناپايداري و نظامهاي آشوب گونه بايد فرآيند محوري را در سازمانها مورد توجه قرار داد.

مهمترين نقش مديران در سازمانهاي آشـوب گونه بسترسازي و ايجاد زمينه هاي عملي يادگيري مستمر سازماني است.
ادامه نوشته

مقدمه اي بر نظريه آشوب در مديريت کيفيت

چكيده

درطي سالهاي اخير که کيفيت به يکي از مهمترين فاکتورهاي توليد محصول تبديل شده است ، سازمانها براي بقاي خود ملزم به استفاده ازابزارهاي ارتقاي کيفيت هستند. يکي از اين ابزارها تئوري نظم غايي است.
اين نظريه به قولي پس از نظريات کوانتوم و نسبيت سومين انقلاب علمي اين عصر به شمار مي رود. انگاره اصلي و کليدي تئوري آشوب اين است که در هر بي نظمي ، نظمي نهفته است. به اين معنا که نبايد نظم را تنها در يک مقياس جستجو کرد. پديده اي که در مقياس محلي، کاملا تصادفي و غيرقابل پيش بيني به نظر مي رسد، چه بسا در مقياس بزرگتر، کاملا پايا و قابل پيش بيني باشد.
معمولا درمحاورات روزمره، آشوب وآشفتگي نشانه بي نظمي وسازمان نيافتگي تلقي مي شود وآثارمنفي آن درذهن جلوه مي‌نمايد. اما در واقع با پيدايش نگرش جديد وروشن شدن ابعاد علمي ونظري آن امروزه ديگر بي نظمي وآشوب به مفهوم سازمان نيافتگي ، ناكارايي ودرهم ريختگي تلقي نمي‌شود، بلكه بي نظمي وجود جنبه هاي غيرقابل پيش بيني واتفاقي درپديده هاي پوياست . در اين مقاله سعي شده است با استفاده از نقش خلاقانه بي نظمي وآشوب به حل مسائل پيچيده درمحيط‌هاي پرآشوب پرداخته شود تا با استفاده از خواص اين فرضيه به بهبود در کيفيت توليدات برسيم.

ادامه نوشته

نگاهى انتقادى به نظريهء  نهادى و تبعات آن

مقدمه:
در 20 اكتبر 2001 بخش هنري روزنامه هاي بريتانيا خبر بسيار جالب توجهي را به اطلاع عموم ‎رساندند: «يكي از چيدمان‎هاي هنرمند جوان و مشهور انگليسي آقاي دامين هيرست در گالري Eystorm در لندن توسط نظافت‎چي گالري اشتباهاً و به عنوان آشغال به زباله‎داني ريخته شد» خبرنگار زيرك روزنامه ي گاردين كه گوئي خود از مخالفين هنرمفهومي (conceptual Art) است با قلمي طنزپردازانه مي‎نويسد: «اغلب گفته مي‎شد كه هنر معاصر آشغال است، اما اين اظهار نظر هرگز تا بدين اندازه نزديك به واقعيت نبوده است». در واقع اين چيدمان چيزي نبود جز باقي‎مانده ي يكي از پارتي هاي شبانه ي هنرمند كه با مهارت يا شايد زيركي پست مدرن آنها را به جاي ريختن در سطل زباله ـ كاري كه همان نظافت‎چي بعداً انجام داد ـ به گالري Eystorm برد وتبديل به يك اثر هنري نمود. اين چيدمان تشكيل شده بود از شيشه هاي خالي مشروب و آبجو، فنجان‎هايِ كثيف قهوه، بسته هاي خاليِ سيگار، زيرسيگاري هاي انباشته از ته‎سيگار و خاكستر، لوله هاي تقريباً تا به آخر مصرف شده ي رنگ نقاشي، به عبارت ديگر آنچه حاكي بود از آشغالهاي باقي‎مانده از يك پارتي هنرمندانه ـ يعني همان چيزي كه واقعاً هم بود. آقاي Asare ، يعني همان نظافت‎چيِ وظيفه شناس مي‎گويد: «صبح اول وقت هنگامي كه سرِ كار خود حاضر شدم و چشمم به آنها افتاد آهي كشيدم، زيرا ديدم كه همه چيز ريخته و پاشيده است. حتي يك ثانيه هم به ذهنم خطور نكرد كه آنها يك اثر هنري باشند، حقيقتاً هم شباهتي به يك اثر هنري نداشتند». روزنامه ي گاردين به نقل از يك منتقد هنر مي‎نويسد: « اگر آن (توده ي آشغال) شباهتي به يك اثر هنري ندارد، نمي‎توان نظافت چي را سرزنش كرد كه چرا به وظيفه ي خود عمل كرده است. جايگزين كردن آنها (با آشغال جديد) ابداً كار دشواري نيست، بلكه چيزي كه داراي ارزش جدي و دائمي باشد را نمي‎توان به راحتي جايگزين كرد».  يك منقد هنري ديگر در اين باره مي‎گويد: « از زماني كه مارسل دوشان در اوايل قرن بيستم و در يك نمايشگاه هنري در نيويورك به خود جرئت داد و يك لگن توالت را به عنوان اثري هنري به نمايش گذارد هنرمندان از داشتن چنين حقي بسيار خوشحال مي‎شوند كه بتوانند هرچيزي را كه مايلند به عنوان اثر هنري معرفي كنند. البته به همان نسبت بايد به نظافت‎چي ها هم حق بدهيم كه آنچه را به عنوان آشغال تشخيص مي‎دهند به زباله داني بيندازند ». اين البته براي بار اول نبود كه يك اثر هنري معاصر اشتباهاً به عنوان چيزي بدردنخور و دورانداختي مورد تعرض قرار مي‎گرفت. در دهه ي هشتاد در يك نمايشگاه در آلمان يك وان حمام بسيار كثيف توسط يك نظافت‎چي ديگر كشف شد و درست مثل روز اولش تميز گرديد. اين وام كثيف حمام البته چيزي نبود جز يك كار هنري در قالب هنرمفهومي اثر هنرمند بسيار مشهور آلماني الاصل جوزف بويز. با زدودن كثافت آن اثر هنري ارزش خود را ديگر از دست داد و به چيزي بي‎ارزش تبديل گشت، رويدادي كه تصورش كمي دشوار و غير معقول است. مورد ديگــري كه اسوالد هنفلينگ در كتابش «چيستي هنر» يادآوري مي‎كند مجسمه‎اي بود  سه تني ساخته‎شده از تيرآهن هاي نود پائي در پارك شهرداري آيندهون در هلند كه به جاي رنگ‎آميزي در كارگاه، اشتباهاً به عنوان آهن قراضه تصور گرديد و پس از بريده شدن به قطعات كوچكتر به يك كارخانه ي ذوب آهن فروخته شد. 
ادامه نوشته

خلاقيت ونو آوري

آرامش زندگي در گرو برآوردن نيازهاست. نيازها به طور كلي به 5 گروه تقسيم مي‌شوند:

  • نيازهاي فيزيولوژيكي
  • نياز به امنيت
  • نيازهاي اجتماعي
  • نياز به احترام
  • نياز به خوديابي

كه بترتيب نيازهاي اولي نيازهاي رده پايين و نيازهاي آخري نيازهاي رده بالا به حساب آمده و نياز به خوديابي حد بالاي نيازهاست.

برآورده شدن مناسب نيازها شرط لازم براي بوجود آمدن آمال و آرزوهاست. به عنوان مثال يك فرد گرسنه و آواره هرگز به فكر پرواز بر فراز كوهها نخواهد افتاد. بسياري نيز معتقدند كه خلاقيت در نياز متولد مي‌شود همانگونه كه بسياري از اختراعات بزرگ نه محصول تعريف مشكلي خاص بلكه براي برآورن نيازي خاص به وجود آمده‌اند.

ادامه نوشته

موش سنت شكن

موش سنت شكن

کاریکاتور های مدیریتی

باسلام به شما دوستان عزیز

به در خواست شما دوستان عزیز چند تا عکس دیگه هم به وب اضا فه میکنم امید وارم لذت ببرین

فقط خواهشن اگه خوشتون اومد نظر یادتون نره تا منم دلگرم بشم وبا گرمای بیشتری کارمو ادامه بدم

ادامه نوشته

 ارائه تجارب موفق سازمانها تعالي سازمان؛ توقف ممنوع

 از زماني كه چارلز داروين، با نظريه انتخاب طبيعي خود، رمز ماندگاري نمونه هاي زيستي را در تطابق با محيط درحال تغيير دانست، ديري نمي گذرد. و امروز اين نظريه در تمام شئون زندگي بشر مصداق يافته است.
علم مديريت بسيار زود دريافت كه سازمانها براي ورود .......

 

 

ادامه نوشته